مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در شهادت امام صادق علیهالسلام
راه گـریز از هجـر را دشوار میبینم دارم فـقـط از دوریات آزار میبـینم دنـبـال گـریه چـشـمهـایـم راه افـتـادند این چـشـمـهها را تـشنۀ دیدار میبینم آدیـنـههـای بی تو شد آئـیـنـۀ حـسرت تکرار در تکرار در تکـرار، میبینم در جستجوی عطر گیسوی تو جان دادند در کوی تو نعش هزار عطّار میبینم یارای دیدن را گرفت از من گـناهانم خـورشـید پُـشتِ ابرها را تار میبینم من جایِ رحمت، زحمتم، شرمندهام آقا! خود را به روی شانههایت، بار میبینم خُلقی که دارم خَلق را از من گریزان کرد یک شهر را از دست خود بیزار میبینم جز تو کسی این جنس بنجل را نمیخواهد هر مـرتـبـه خود را تهِ انـبـار میبینم کُشته است من را زخم دلتنگی، کجایی تو؟! روی دلـم از تـیـغ غـم، آثـار میبـینم شُغل شریف گریهکردن را به ما دادی آنقَـدر اطـراف تو کـاسبکار میبینم! گرچه گنهکارم، به مولا دوستت دارم این عشق را شرط فرار از نار میبینم هرچند خـاکم، خاک پای بوتـرابم من بـابـای خود را حـیـدر کـرار میبـینم مُردن فقط در وادی صحنِ نجف زیباست گـلـدسـتـۀ ایـوانطـلا را، دار میبـینم دلـدادهام، دلــدادۀ اربـاب عـطـشـانـم ! دلـدادههـا را نـوکـر دلـدار مـیبـیـنــم نـوحِ اَئِـمـّه باب کرده گـریه بر او را نُوحُوا عَلَی المَظلوم را معیار میبینم |